فیلم سینمای دیدگاه+دیالوگ قصه پریا+گزارشی از قصه پریا
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "دیدگاه" به کارگردانی محمدعلی باشهآهنگر پس از به پایان رسیدن مراحل ساخت دکور اوایل بهمن در آبادان کلید خورد. ابتدا قرار بود حمید فرخنژاد برای دومین بار با آهنگر در این فیلم همکاری کند اما مصطفی زمانی جایگزین وی شد.
میلاد کیمرام و حمیدرضا آذرنگ دیگر بازیگران این پروژه سینمایی هستند. احتمالا فیلمبرداری تا اوایل سال 90 در آبادان به طول میانجامد. آذرنگ پیش از این در ساخته قبلی این کارگردان "بیداری رویاها " ایفای نقش کرده بود.
علیرضا زریندست مدیر فیلمبرداری این فیلم سینمایی است. وی در فیلم سینمایی"فرزند خاک" باشهآهنگر سومین فیلم سینمایی این کارگردان با اوهمکاری کرده بود.
نویسنده فیلمنامه "دیدگاه" محمدرضا گوهری است که او نیز چهارمین همکاری مشترک خود را با باشهآهنگر تجربه میکند. این فیلم موضوعی درباره دفاع مقدس دارد و ماجرای آن در پالایشگاه نفت آبادان هنگام جنگ تحمیلی رخ میدهد.
عوامل پشت دوربین این فیلم سینمایی عبارتند از عباس بلوندی طراح صحنه و لباس، سعید ملکان طراح گریم، عباس رستگارپور صدابردار، سحر صباغ سرشت دستیار کارگردان و ابوالقاسم حسینی تهیهکننده.
قسمتی از دیالوگ فیلم قصه بریاست از سایت کافه سینما
حديث (باران کوثری) لابلاي دختران از پله كان پائيين ميآيد، نزديك تصوير ميايستد:
حديث: فرورش از نگاهش ساناز (مهناز افشار) را ميبينيم كه پشت به تصوير دارد ميرود، ميايستد نگاه ميكند. حديث راه ميافتد به سمت ساناز و تا به او ميرسد سيلي محكمي به گوش ساناز ميزند و:
حديث: اينو زدم كه يادت باشه تا نامزد مردمو قر نزني
ساناز كه يكدفعه به حديث حمله ميكند و حديث را به ديوار ميگويد و در همانحال با صداي بلند ميگويد:
ساناز: فكر كردي بابات كارهايه حق داري هر جور دلت بخواد رفتار كني
قبل از اينكه با هم درگير شوند، دختران ساناز را جدا ميكنند با خود به سمتي ميبرند، ساناز در همان حال بلند ميگويد:
ساناز: اون منو ميخواد، واسهي توام تره خرد نميكنه. چيه عشقم بايد زوري باشه، تو واسهي اون يه عروس زوري هستي
حديث كه ميخواهد به او حمله كند و او را براند اما دوستانش او را ميگيرند در همان حال:
حديث: جيك و پوكتو درووردم، ميرم همه چيزو بهش بگم ببينم بازم ميتوني به من بگي عروس زوري؟ ببينم با اون اوضاع افتضاحت باز كسي پات واي ميسته؟
ساناز كه همچنان توسط دختران به سمتي برده ميشود داد ميزند:
ساناز: سياوش عاشق منه!... عاشق من
انتهاي حرفش او همراه دختران از راهرو خارج ميشود، حالا حديث يكدفعه با حالتي عصبي سر دختراني كه او را گرفتهاند داد ميزند:
حديث: ولم كنين
دختران با دلخوري او را رها ميكنند و پراكنده ميشوند. حديث كه همچنان ايستاده بهم ريخته به مسير رفتن ساناز نگاه ميكند.
امروز یکی از داغترین روزهای سینما افریقا بود. در سانس اول فیلم «یه حبه قند»، سانس دوم «مرهم»، سانس سوم «قصه پریا» برای اولین بار و سانس چهارم «سفر سرخ» و سانس پنجم «آسمان هشتم» به نمایش در آمد.
فیلمهای جمعهی سینما صنف واحد تهیهکنندگان توانستند تمام ظرفیت سالن را تکمیل کنند. عدهی زیادی برای تماشای فیلم «قصه پریا» ایستاده بودند که البته تعداد بسیاری هم از اواسط فیلم سالن را ترک کردند.
فیلم «قصه پریا» بیشترین میزان پچ پچ را در جمع بینندگان به همراه داشت! نظر پنج تن از تهیهکنندگانی که همچنان اسمشان محفوظ است را جویا شدیم که هیچ کدام نظر چندان مثبتی به فیلم نداشتند. «ناصر مجد بیگدلی» تهیهکننده و سینمادار ایران هم به زمان بیش از حد فیلم و اشباع و اغراق مفاهیم ارائه شده اشاره کرد و «محمد علی نجفی» هم موسیقی فیلم را ضعیف و آسیب زننده ارزیابی کرد.
فیلم «قصه پریا» هر ناخوشایندی و آسیب اجتماعی که فکرش را بکنید در خود جای داده. از جمله: طلاق، ناپدری و نامادری! ازدواج موقت و اعتیاد و بیکاری و ایدز و روابط غیر شرعی زن و مرد و خودکشی و دروغ و ریاکاری و تازه به دوران رسیدگی و ...! جیرانی یک تنه بار این همه آسیب اجتماعی را به دوش کشیده بود و به همین دلیل به سرعت از سینما خارج شد...! روند عناصر غافلگیر کنندهای که در ساختار فیلمنامه وجود داشت بیش از سایر عناصر منجر به خندهی تماشاگران شد و بینندگان آنقدر غافلگیر شدند که دیگر از غافلگیر شدن هم خندهشان میگرفت.
از نکات جالب این روز فعالیت و جنب و جوش «مرتضی شایسته» تهیهکننده فیلم «قصه پریا» بود. اسامی فیلمها که به شکل روزانه در جدول ظهور میکنند در بعضی مواقع اشتباهات فاحشی دارند. فیلم «قصه پریا» به اشتباه پریا نوشته شده بود که با دستور سریع شایسته این طور نوشته شد: "قصه پریا" کارگردان: فریدون جیرانی به نظر میآید شایسته برای کارگردانش احترام زیادی قائل است چرا که هیچ فیلمی تا به حال به این شکل در جدول معرفی نشده است آن هم به اضافهی عبارت (برای اولین بار). ریشهیابی کستینگ خوبی که در کارهای شایسته وجود دارد را از رفت و آمد مداوم ایشان در راهروها و روابط عمومیشان در سینمای تهیهکنندگان میشود حدس زد. ایشان تقریبا محور تمام ارتباطات همصنفان و همکاران خود هستند و هر چند دقیقه یک بار دست در دست یکی از همکاران به جمع اعضای چتر واحد و یا در این روزها میز واحد میپیوندند و افراد غریبه را به دیگر افراد معرفی میکنند تا مبادا کسی بدون خوردن شیرینی و چای از سینما خارج شود. در این روز «مهناز افشار» که به علت ازدحام شگفتانگیز جمعیت دقایقی بیرون از سینما حضور داشت به زحمت وارد محوطه سینما شد. اتفاق بهیادماندنی امروز این بود که وقتی نام «مرتضی شایسته» در تیتراژ ابتدایی فیلم «قصه پریا» به چشم خورد تشویق بلند حاضران را در پی داشت. از این رو به همهی تهیهکنندگان صاحبنام و مولف تبریک میگوییم و امیدواریم عنوان چهرهی مظلومی که شایسته چندی پیش در بولتن روزانهی صنف واحد به تهیهکنندگان نسبت داده بود به چهرهی سرشناس و مورد قبول تبدیل شود.
عشق مقدس است...وعاشق اهل خیانت نیست...