مصطفی زمانی : همیشه از روراستی نتیجه ی خوبی گرفته ام

شاید هنوز هم بسیاری از دوستداران مصطفی زمانی او را به خاطر سریال "یوسف پیامبر" به یاد داشه باشند ولی او تلاش زیادی کرده است که در انتخاب های سینمایی خود به یک پختگی دست پیدا کند تا بهترین ها را از بین پیشنهاداتی که به وی  می شود - انتخاب کند . با این حال هنوز هم نمی توان او را یک ستاره در عالم سینما دانست . او هم اکنون چند فیلم را در نوبت اکران دارد که به نظر می رسد می توانند موفقیت او را در سینما تضمین کنند .

- در سال های اخیر شاهد حضور فراوان بازیگران در سینما و تلویزیون بوده ایم ... بازیگرانی که هر کدام با یک یا نهایتا ۲ کار از یادها رفته اند . شروع کار شما با سریالی بود که باعث شد شما دیده شوید . شاید در هنگام پخش و اتمام سریال - بسیاری اعتقاد داشتند که دوباره بازیگر جوان خوش چهره ای پیدا شده است که تنها با تکیه بر ظاهر قرار است در سینما و تلویزیون بماند اما انتخاب های بعدی شما این نظریه را باطل کرد ... چگونه به این مسیر رو به رشد و هدفمندی رسیده اید ؟

واقعیت این است که قبل از سریال "یوسف پیامبر" برای حضور در سینما و تلویزیون تست می دادم . یعنی علاقه به سینما در من وجود داشت و با فیلم دیدن بزرگ شده ام و "یوسف پیامبر" یک موقعیت بسیار خوبی بود که پیش امد . پس از ان همیشه دوست داشتم که از طرف اهالی فن یک جایگاه قابل احترام داتشه باشم . به یک چیز - معتقدم - کسی که می خواهد پیشرفت کند باید جاه طلب باشد . سعی کرده ام انتخاب هایم بعد از سریال "یوسف پیامبر" منطقی باشد . جزو معدود بازیگرانی هستم که پس ار پخش یک سریال در سال اول در ۳ فیلم سینمایی در نقش های اصلی بازی کردم . چهارمین فیلم من حضور در کار اقای جیرانی بود که ایشان هم به جز سریال "یوسف پیامبر" کاری از من ندیده بودند و از اعتمادی که از طرف کارگردانان به من شد خوشحالم . ۶ ماه درگیر کار اقای حاتمی کیا بودم که بنا به دلایلی به توافق نرسیدیم و ان اتفاق من را از مسیرم عقب انداخت . فیلمنامه در زمان فیلمبرداری دچار تغییرات شد . پس از ان با سامان مقدم کار کردم . فیلم های سامان مقدم را  قبلا دیده بودم و دوست داشتم . فیلم "باگت" را به همین دلایل انتخاب کردم . اسمان مقدم اساسا فیلمساز گرمی است . سریال ها و فیلم هایش با تماشاگر ارتباط برقرار می کند . بهرام بهرامیان - صمیمی ترین دوست من در سینماست و به کارش تسلط دارد . پس از "ال" با او در فیلم "سبب من" همکاری کردم . در "سبب من" معیار کارگردان بود . در فیلم "ال" کسی او را به عنوان کارگردان کار اولی نمی شناخت . زیرا او خودش را ثابت کرده بود . اعتقاد دارم فیلم "ال" از استاندارد بالایی برخوردار است اما از قصه ضربه خورد . من چون از ابتدای کار تا انتها با او بودم در جریان همه چیز هستم . مسیری که انتخاب کردم تا یک جایی اگاهانه است . ما بازیگر ها معمولا انتخاب شونده هستیم تا انتخاب کننده و این باعث می شود که کار سخت شود . سال گذشته معیار من کارگردانی بود اما امسال معیار من فیلمنامه است . قصه "اینجا تاریک نیست" قصه ی خوبی بود و فکر می کنم که فیلم خوبی شده باشد . البته به شدت اعتقاد به تدوین و پس تولید کار دارم . همه کارهایی که پس ار فیلم صورت می گیرد می تواند یک فیلم خوب را بد کند یا برعکس . در سینمایی که به رغم حضور فلیمنامه نویس های خوب - فیلمنامه های خوبی نداریم - باید قدر فیلمنامه های خوب را دانست . من سال گذشته از اکران ضربه خوردم . تجربه های سال گذشته ام باعث شد تا امسال تهیه کننده هم برایم مهم باشد .به این معنی که فیلم از ابتدا یعنی پیش تولید تا انتها یعنی اکران - درست هدایت شود . مثلا اعتقاد دارم "کیفر" فدای جام جهانی شد و سر این فیلم را بریدند . یک فیلم خوب حتما باید از طرف مردم هم دیده شود و گرنه اتفاقی نیفتاده است .

- سال گذشته برای شما کارگردان مهم بوده است - امسال علاوه بر کارگردان - تهیه کننده و فیلمنامه هم مهم است . برای سال اینده ممکن است چه چیزهایی به این ها عوض شود ؟

من با کسی غرض ورزی ندارم و قصد لطمه زدن هم ندارم اما هم چیز مدام دستخوش تغییرات می شود و در سال اینده ممکن است نوع نگاه ها در برخی مسائل عوض شود . ممکن است که سال اینده نقاط ضعف کنونی ما به نقاط قوت تبدیل شود و ما باید بر اساس نوع تغییرات - تصمیم گیری کنیم و اصلا نمی دانیم که این تغییرات به نفع سینما هست یا خیر ؟هنوز قوانین سینمای ما ثبات ندارد . اگر قرار است تغییراتی در سینما ایجاد شود - خواهش من این است که اول به فکر سینما باشند . باید منتظر ماند تا ببینیم چه می شود .

- شما در کارهایتان پیشرفت زیادی کرده اید و در این میان مورد حمایت کسی یا جایی هم نبودید . چه چیزی باعث اعتماد کارگردانان به شما می شود ؟

من خوشایند منتقدان نبودم . من و تیم "یوسف پیامبر" را دوست نداشتند و این ها شرایط سختی را برای من که می خواستم خودم را ثابت کنم - پدید اورده بود . از ابتدا از ۲ طرف مورد هجوم بودم . اما به مرور زمان نگاه منتقدان به من مثبت شد . در فیلم اول سینمایی ام - فارغ از اینکه حقم بود یا نبود - نامزد منتقدان شدم اما نامزد تفکر جشنواره نشدم . دغدغه من بازیگری است و می خواهم تا زمانیکه هستم و می توانم - اثری از خودم بگذارم و برای هدفم - همه کار می کنم . سختی بیشتری می کشم و از کارهایی که به اصل تفکر من ضربه بزند - پرهیز می کنم . برای من مهم است که چه اتفاقی برای فیلم هایم در اکران می افتد و اگر یک جای کار فیلمم بلنگد - شب ها خوابم نمی برد و فیلمم را از ابتدا تا انتهایش دنبال می کنم .

- درباره "قصه پریا" صحبت کنیم ... فیلمی که گفته می شود به دلیل تلخ بودنش به بخش نوعی نگاه جشنواره منتقل شد ؟

خواهش من این است که با کارگردانانی که صاحب سبک و کارنامه هستند اینطوری برخورد نکنیم . "فصه پریا" برای من همه چیز داشت - ارامش - اموزش و چیزهای دیگر . دوست داشتم فرصت سوزی نکنم و برای این فیلم خیلی تلاش کردم . "قصه پریا" نقاط بازیگری بسیاری داشت . این نقش دارای فراز و نشیب های زیاد بود . نقش یک معتاد که سعی کردم بازی متفاوتی ارائه دهم . نقشی که شکل های متفاوت و بهترش را در سال های گذشته دیده بودیم . این فیلم - جزو فیلم هایی بود که وقتی فیلمبرداری اش تمام شد - تاسف خوردم . فیلم خوبی شده است و به همین دلیل قرار بر این شد که اجازه بدهند تا عوامل این کار دیده شوند و همه ما دوست داشتیم که فیلم در معرض قضاوت قرار بگیرد . حتی به این قیمت که فرصت اکران از ان گرفته شود . اما به بخش نوعی نگاه منتقل می شود . چیزی که برای من عجیب و سوال برانگیز است - این است که من بازیگر باید موقع قرارداد بستن از کجا بدانم که این فیلم تلخ می شود یا شیرین ؟ عوامل دیگر هم با ذهنیت خاصی قرارداد نمی بندند . این برخوردها باعث می شود که هنرمند سرخورده شود . من فکر می کنم به دلیل افزایش فیلم های امسال - یک سری از فیلم ها به بخش نوعی نگاه منتقل شدند . شاید این هم یکی از دلایل باشد .

- از ورودتان به فیلم "بدرود بغداد" بگویید که قرار بود حتی نماینده ایران در اسکار هم باشد ؟

بعد از پایان گرفتن فیلم "ال" بود که به پچه های این گروه ملحق شدم . حس کردم این فیلم به کارگردانی اقای مهدی نادری فیلمی است که ارزش کار کردن را دارد . یک پروژژه کاملا دوستانه با فضایی صمیمی در پشت صحنه .

- به نوعی رفاقتی پا پیش گذاشتید ؟

خب کار در کل خوب بود و همه ما سعی کردیم در کنار هم و با کمک هم ان را بسازیم برای همین همه محدودیت ها و سختی ها و شرایط دشوارش را پذیرفتیم -  همه ما پذیرفتیم .

- گروه سازنده ان را چطور دیدید ؟

اقای نادری به رغم اینکه اولین فیلمشان بود اما تجربه های خوبی در کارهای کوتاه داشتند که در جشنواره های مختلف جوایز بسیاری برد و با تجربه بودند . می شود گفت : گروهی بودیم که امدیم کار خوبی انجام دهیم تا نظر مثبت منتقدان را جلب کند و فیلمی برای ذائقه مخاطب خاص ساخته شود .

- یعنی با مخاطب عام ارتباط برقرار نمی کند ؟

چرا به هر حال با هر مخاطبی ارتباط برقرار می کند اما به خاطر نوع داستان - چیدمان پلان ها - طراحی صحنه ها - بازی ها و خود نقش ها مخاطب خاص را بیشتر جذب خواهد کرد .

- تحصیلاتتان در چه رشته ای است ؟

مدیریت صنعتی خوانده ام که سال ۸۴ فارغ التحصیل شدم یعنی یک ترم اخر ان همزمان با شروع کار "یوسف پیامبر" بود .  

-رای خودتان سقفی را در بازیگری مشخص کرده اید ؟

راستش دوست داشتم سقفی داشت ولی ندارد . از انجا که بازیگری و هنر برخواسته از روح ادمی است و روح انسان همراره دارای ابعاد ناشناخته است - فکر می کنم نمی توان سقفی برای بازیگری قائل شد . بنابراین بازیگری سقف ندارد ولی بازیگر سقف دارد و سقف بازیگری همان زمانی است که احساس کند که دیگر چیزی برای یاد گرفتن نیست .

- مصطفی زمانی خودش را باور دارد ؟

بعد از خدا خیلی به خودم متکی هستم . این طور بار امده ام و روحیاتم اینگونه است - سعی کرده ام از پس مشکلاتم بربیایم و یاد بگیرم در پس هر رفتار و انتخاب اگر شکستی بود مسئولش خودم هستم و اگر موفقیتی بود کمک ادم ها را در رسیدن ان از یاد نبرم . سعی کرده ام همیشه درست جلو بروم و هر پیروزی و شکست را جزئی از زندگی ام بدانم و به زمان به عنوان عادلانه ترین داور نگاه کرده ام .

- ارامش هم دارید ؟

تا حد زیادی دارم چون به قدرت و رحمت خدا خیلی اعتقاد دارم و به نظرم اینکه ادم بخواهد ارامش خود را در رسیدن با نرسیدن به یکی از خواسته ها خود ببیند - ناخود اگاه قدرت خدا را انکار کرده است . ممکن است راهی که انتخاب کرده ایم بن بست باشد ولی نباید یادمان برود که این دنیا پر از راه هایی است که به هدف های عالی ختم می شود . ارامش من از این جهت است که ناراحت از نداشتنش نیستم و باید راهش را عوش کنم . من به سخاوتمندی طبیعت خیلی اعتقاد دارم .

- و بیش از هم با چه کسی روراست هستید ؟

با خودم - البته به خودم دروغ می گویم ولی طولی نمی کشد که متوجه می شوم اشتباه کرده ام . گاهی می دانم اگر دروغ بگویم شکست می خورم اما می گویم بگذار این اتفاق بیافتد شاید درست شود و دیگر دروغ نگویم .

- بابت روراست بودن ضرر هم کرده اید ؟

به معنای عام بله ولی به معنای خاص نه - چون در نهایت به نفع ادم تمام می شود . راستی و درستی صفت بسیار انسانی است ان هم با ارزش های بالا که در نهایت به خوبی ختم می شود ولی به این اعتقاد دارم که صفات خوب انسانی در خیلی جاها به تقابل با هم می رسند که این به نوع نگاه ما و نوع تعریف از ان صفت برمی گردد ولی نگاه من همیشه طوری بوده که از روراستی نتیجه خوبی گرفته ام .